پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴

مردها هم قلب دارند ...


آری مرد هم ناز میکند

وقتی دستهای عشقش را می گیرد

وقتی در آغوش تو آرام می گیرد

و در سکوت نفس های تو چشمهایش را می بندد

آری مرد هم ناز می کند

وقتی از درد هایش با تو می گوید

وقتی از رازهایش می گوید

وقتی تو را عاشقانه می پرستد

آری مردها هم قلب دارند ...
نوشته شده توسط مجتبی در 2:52 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴

افسوس!

افسوس ....

خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی

بعد بفهمی

خودت تو لیستی بودی

که اون به خاطر یکی دیگه خطت زده...

افسوس!

نوشته شده توسط مجتبی در 17:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴

سـیــاه مـشق

سـیــاه مـشق ِ پــشت ِ چــشـمـهـایــت ،
دسـت خـــط ِ کــیـست !
که بــوســیـدنــش ،
سـجــده ی واجــب دارد !

نوشته شده توسط مجتبی در 18:21 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳

دروغ میــگویـــی...!!!

دروغ میــگویـــی...!!!



که دلـــت به بـــودنم خـــوش است...



بـــود یا نبـــودم در رونـــد زنـــدگـــیت هیچ تـــاثیــــری ندارد...



تـــو قلــــبت بــــرای هـــمــه زد جــــز مـــــن...
نوشته شده توسط مجتبی در 1:23 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳

تنها نرو ... !

 
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم

بگه: نرو

کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه :

صبر کن منم باهات میام

تنها نرو ... !
نوشته شده توسط مجتبی در 1:21 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳

مـــن

 

یوســف و زلیــخا را بی خـــیال !
مـــن
در آغـــوش همین پـــیراهن یادگـــاری
هزار ســال جــوان تر میــشوم . . .

نوشته شده توسط مجتبی در 19:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳

مرد باش

زمین به مرد بودنت نیاز داره …
مرد باش .
مردونه حرف بزن .
مردونه بخند .
مردونه عشق بورز …
مردونه گریه کن ،
مردونه ببخش ….
مرد باش ،
نه فقط باجسمت ،
بانگاهت ،
با احساست ،
با آغوشت …
مردباش و هیچوقت نامردی نکن حتی اگه کسی احساستو له کرد                                                        مرد باش مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و باورت کرده
مرد باش

نوشته شده توسط مجتبی در 15:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳

به سلامتی

ب سلامتی اونی ک آرزو بود...
نفس بود...
رویا بود،عشق بود...
ولی......
خاطره شد،بغض شد....
درد شد...
کابوس شد...

نوشته شده توسط مجتبی در 12:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

هم نفس

๑۞๑,¸¸,ø¤º°`°๑۩ هم نفس ๑۩ ,¸¸,ø¤º°`°๑۞๑

ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﺴـــــــــــــــﺘﻢ
ﻋﻤﯿــــــﻖ ﺗﺮ ﻧﻔـــــــــﺲ
ﻣﯽ ﮐﺸﻢ
ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ
ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺑﻠﻌـــــــــــــﻢ
ﻭ ﻣﺒـــــﺘﻼ ﺗﺮ
ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ...
ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﻤﺎﻥ
ﺍﮔﺮ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻢ ...
ﺗﻮ ﻫﻨــﻮﺯ ﺑﺎ ﺗـﻤـﺎﻡ ﻧﺒـﻮﺩﻧـﺖ ، ﺗـﻤـﺎﻡ ﺑـﻮﺩﻥ ﻣﻨــﯽ

نوشته شده توسط مجتبی در 21:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳

عشق من

دیروز بوسیدمش !

هر چه پیش آید خوش آید ...!

حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم ...!

دلم ترسیده ،

که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشد.

آخر ، عشق سه حرفی من ،

حالا آن قدر دوست داشتنی شده

که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ،

هزار هزار حرف باشد .

نوشته شده توسط مجتبی در 12:30 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر